الشيخ محمد الصادقي الطهراني

194

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

و فاصلهء ميان هر يكى را با ديگرى پانصد سال راه معرفى فرمود . . . « 1 » زمين كرويست ، خوانندهء دقيق به خوبى درك مىكند كه اضافه بر اينكه بين اين دو سخن اختلاف و ضديتى نيست - از حاصل جمع آنها كرويت زمين و معلّق بودن آن در جوّ پهناور كيهان نيز مستفاد مىشود آرى مقتضاى كرويت زمين همين است كه اگر بخواهند جايگاه آن را نسبت بساير كراتيكه در جوّ محيط آن قرار دارند بسنجند - گاه گويند - فلان ستاره زير زمين است - و هنگامى هم گويند - روى آن قرار دارد ، از آنرو كه زير و روى زمين در اين جهت مشتركند كه در كلمهء - جوّ محيط به زمين - جمع ميشوند - مثلا فلان ستاره نسبت بآسيا بالاى زمين ، و نسبت بآمريكا زير آن قرار دارد . دربارهء كروى بودن زمين آيهء زيرين نيز جلب نظر مىكند : أ و لم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم من السّماء و الأرض . آيا نظر نكردند بسوى آنچه در پيش و پس آنها از آسمان و زمين نمايانست . و جاى هيچگونه شكى نيست كه مقصود از « ما بين ايديهم » نسبت به زمين و آسمان تنها چشم‌انداز جلوى انسان نيست ، زيرا آسمان بالاى سر است و نه جلوى رو ، و همچنين زمين در انحصار آنچه در جلو و عقب انسانست نميباشد ، بلكه طرف راست و چپ انسان نيز زمين است ، بنابراين مقصود از آسمان و زمين جلوى انسان افق دائره‌اى هر انسانيست - اعم از افق آسمانى و زمينى ، و روى اين اصل بخشهاى آسمانى و زمينى كه در پشت آن قرار دارند افق مقابل اين

--> ( 1 ) - در المنثور نيز از ابن عباس به همين تعبير آورده است : كه زير اين زمين زمين ديگر و . . . تا هفت زمين وجود دارد ، و سپس بآيهء : « وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ » تمسك جست .